واژه های بی دلیل - متین فرد
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : شفق متولی

انگار واژه ها ته گرفته اند،

بوی سوختگیشان بلند شده است

پنجره را باز می کنم، شاید هوا بهتر شود

نمی شود

نمی شود

نمی شود...

 

از این واژه های خوشرنگ بی ریشه تنفر دارم!

همین واژه ها که چه بی دلیل ورد زبان شده اند

روزگاری که همه "عزیزم" شده اند و هیچکس "عزیز" نیست

"عزیزدلم" بر سر زبان است و دلی نیست...

به هر بی سرپایی "عشقم" می گویند و چه بی شرمانه این واژه را هزار مخاطب کرده اند!

"دوستت دارم" را که دیگر نگو،

بوی تعفن گرفته است!

انقدر بی دلیل و بی میل

انگار بگویی من سیب دوست دارم، یا درس ریاضی را...

به خدا قسم که شرف دارند!

 

واژه ها...

قصه از آنجا شروع شد که از شعر چند جمله ماند

دیگر غزل نماند

یا که ماند، دلبری نماند

جمله ها هم به واژه تنزل کردند

و امروز

و امروز شاید روز انقراض واژه هاست

می ترسم

می ترسم از فردایی که واژه فروپاشد و چند واج به جا ماند

و آوا هم بین واج ها گم شود!

 

واژه امروز دست به دست می گردد!

بین گروه های وایبری و لاین و این قبیل،

بی هیچ حس آشکار یا پنهانی...

از این ابراز لطف ها و دلتنگی های بی روح بیزارم

هیچ کس دلش برای کسی تنگ نیست

یا که دل تنگ است، قدرت یک جنگ نیست

جنگ واژه ها،

جنگ واژه های که شاید

جایی، زمانی، کسی بینشان گم شده باشد!

 

بگذریم

واژه کم آورده ام!

پس جای حرف نیست...

 


 
:: جهان من از گریه‌ات خیس باران..* ــ بنوشه فرهت
:: یادش همه بلندی‌ست...؛ حکیم طوس من: دست‌نبشته دوم ــ شفق متولی
:: نگاه کن؛ تو می‌دمی و آفتاب می‌شود..* ــ بنوشه فرهت
:: مرا هزار امید است و هر هزار تویی...* ــ امین طوسی
:: نفست را کمی بیشتر نگه‌دار؛ گروه امداد در راه است.. ــ بنوشه فرهت
:: اردیبهشتِ جان ــ بنوشه فرهت
:: انقلاب ــ سارا غفوری
:: مرا به نام کوچکم صدا بزن* ــ امین طوسی
:: تولد دوباره ــ امین طوسی
:: کمی نزدیک‌تر بیا... ــ بنوشه فرهت
:: تو از همون آدم‌هایی.. ــ بنوشه فرهت
:: دوست می‌دارمت به بانگ بلند ــ بنوشه فرهت
:: مرثیه‌ای برای تو ــ زویا متولی
:: تو را نصیب همین بس که کوهکن باشی*.. ــ بنوشه فرهت
:: تاریخ بیهقی ــ به انتخاب شفق متولی


 

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ