نوشتم - سارامیلانی نیا
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : شفق متولی

نوشتن جرات میخواد.  مثل حرف زدن الکی نیست . اینکه بشینی زل بزنی به یه صفحه ی سفید و خالی، دل میخواد . از اون بدتر تایپ کردنه . این نرم افزار لعنتی با اون سرخط چشمک زنش ! مثل ذوغ ذوع کردن، به دل ادم اظطراب میریزه.

از هر دری نوشتن ،همین  جوری، الکی و ساده ، روی زیادی طلب میکنه! تو مایه های سنگ پای قزوین.

همه اینا رو گفتم که وصف الحال الانم و شرح بدم .

حالا بگین مگه چه مرگته که میخوای بنویسی؟! سیخ بهت زده کسی مگه ؟!

مینویسم چون میخوام بودنمو یاداوری کنم. باید یه جوری این عالم پر هیاهوی درونیمو به دنیا نشون بدم.

 اخه راستش من به دنیا امدم تا بدرخشم مثل یک ستاره پر فروز .

صد البته که باید دیده بشم

 تنها دلیل بودن یک ستاره ، دیده شدن درخشش تو فضاست.

 اینجوریه که با درخشش تبدیل میشه به یه نشانه

یه نشانه از بودن

دقیقا تو این لحظه است که ادم زنده بودنشو احساس میکنه با حرارتی که به سمت صورتش جاری میشه. تبش محکم قلبی که به دیواره سینه اش میکوبه. لرزشی که تو دستاش حس میکنه .8

من معتادم به چشم امدنم، به ابراز وجود ،

مثله یه پرنده بیقرار  که بال بال میزنه برای پریدن

من عاشق دیده شدنم

برای همینا مینویسم


 
:: جهان من از گریه‌ات خیس باران..* ــ بنوشه فرهت
:: یادش همه بلندی‌ست...؛ حکیم طوس من: دست‌نبشته دوم ــ شفق متولی
:: نگاه کن؛ تو می‌دمی و آفتاب می‌شود..* ــ بنوشه فرهت
:: مرا هزار امید است و هر هزار تویی...* ــ امین طوسی
:: نفست را کمی بیشتر نگه‌دار؛ گروه امداد در راه است.. ــ بنوشه فرهت
:: اردیبهشتِ جان ــ بنوشه فرهت
:: انقلاب ــ سارا غفوری
:: مرا به نام کوچکم صدا بزن* ــ امین طوسی
:: تولد دوباره ــ امین طوسی
:: کمی نزدیک‌تر بیا... ــ بنوشه فرهت
:: تو از همون آدم‌هایی.. ــ بنوشه فرهت
:: دوست می‌دارمت به بانگ بلند ــ بنوشه فرهت
:: مرثیه‌ای برای تو ــ زویا متولی
:: تو را نصیب همین بس که کوهکن باشی*.. ــ بنوشه فرهت
:: تاریخ بیهقی ــ به انتخاب شفق متولی


 

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ