چیزی در سایه روشن سقف-امین طوسی
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۳ : توسط : شفق متولی

لاله عباسی در آغوش نرده آهنی دست دراز کرده بود به سمت دیوار سنگی که به محض دیدن من، گلهای آبی – صورتیش را باز کرد و گفت: «سلام». من جواب دادم: «شب بخیر». با اینکه خوب می دانست در طول ایوان که دراز می کشم در عرض می روم به سراغ رویاهایم، به انتظار خواب که بی جهت از رویاهای خواسته مرا ببرد به رویاهای ناخواسته. طبق معمول جیرجیرکها چرند می گفتند و باد با سوء استفاده از فرصت شب معلوم نبود با برگها چه شیطنتی می کند که بیچاره ها از ترس شنیده شدن صدای خنده هایشان مثل بید می لرزیدند. آن شب موسیقی لالایی آب جاری در جوی پشت خانه، همزمان، صعود به رویا و بسته شدن پلکهایم را تسریع می کرد و احتمالی را تشدید. احتمال اینکه آدمهای بزرگی که از تاریکی نمی ترسیدند آنقدر روشن نباشند که سر نوبت آبیاری باغشان داد و هوار راه بیاندازند و کاسه کوزه خواب و رویا و همه چیز را به هم بریزند.

ماه کامل بود و من (مثلا) عاشق. از فاصله آخرین برگهای درخت خرمالو و لبه نم کشیده سقف راهی داشتم به آسمان. شنیده بودم عشاق با شب و ماه عالمی دارند و آنجا هم فقط من بودم و چند تا من و هیچ کس دیگر، پس فرصت مناسبی بود برای تمرین ژست های شعرهای کوتاه و رمان های بلند. خیره به ماه، خیس احساس، جملات شیک را زمزمه می کردم، به یاد کسی که قرار بود تمام زندگی ام شود. چشمهایش که این را می گفت. چشمهایم که این را می گفت. تک ماه نورانی، در ظلمت شب به غرب می گریخت و من به دنبالش، فاصله ای تا لمسش نداشتم که چیزی در سایه روشن سقف همه معادلات را تغییر داد.

برای اولین بار بود که می دیدمش، ترسیدم. ترسی عمیق، ترسی بی اندازه، ترسی بی دلیل. به یاد ندارم رفت یا از ترس به خواب رفتم. اما خوب به یاد دارم ترس از یک خفاش کوچک سیاه باعث شد، ماه برود پی کارش، نور برود پی کارش، جملات شیک بروند پی کارشان، کسی که قرار بود تمام زندگی ام شود برود پی کارش، رویا برود پی کارش، عشق برود پی کارش، من بروم پی کارم

30 شهریور 1393


 
:: جهان من از گریه‌ات خیس باران..* ــ بنوشه فرهت
:: یادش همه بلندی‌ست...؛ حکیم طوس من: دست‌نبشته دوم ــ شفق متولی
:: نگاه کن؛ تو می‌دمی و آفتاب می‌شود..* ــ بنوشه فرهت
:: مرا هزار امید است و هر هزار تویی...* ــ امین طوسی
:: نفست را کمی بیشتر نگه‌دار؛ گروه امداد در راه است.. ــ بنوشه فرهت
:: اردیبهشتِ جان ــ بنوشه فرهت
:: انقلاب ــ سارا غفوری
:: مرا به نام کوچکم صدا بزن* ــ امین طوسی
:: تولد دوباره ــ امین طوسی
:: کمی نزدیک‌تر بیا... ــ بنوشه فرهت
:: تو از همون آدم‌هایی.. ــ بنوشه فرهت
:: دوست می‌دارمت به بانگ بلند ــ بنوشه فرهت
:: مرثیه‌ای برای تو ــ زویا متولی
:: تو را نصیب همین بس که کوهکن باشی*.. ــ بنوشه فرهت
:: تاریخ بیهقی ــ به انتخاب شفق متولی


 

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ