قصه سیب-متین فرد

خواستند سیب را بخورند

از بهشت به زمین بیایند

یک نفر سیب را دزدید

به جهنم رفتند!

/ 29 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سینا

سلام به همه دوستان عزیز. متین فرد: آخه چه نظری میشه داشت؟؟؟ وقتی عالیه، عالیه دیگه...

میچکا

خوب درکش نکردم متین جان... فکر میکنم حالا که نشد بیان زمین چرا تو همون بهشت نموندن؟ شایدم بهشتشون جهنم شده با ابن اتفاق!

خیلی خوب بود.[لبخند]

متين

سينا لحن هميشه مثبتت برا گروه خيلى انرژى بخشه مرسى ازت و از نظراتت

سینا

متین: شما لطف دارید به بنده. وجود شما ها هم برای بنده انرژی بخشه[گل]

سارا خانوم قندی

امین خان تفکرات هم پس عوض میشن کاکنتهارو برید قبل جایی خلاف این رو گغتید و قبول نداشتید به دل نشستن صرف را

سارا خانوم قندی

سیناجان از تجربه سفر هیجان انگیزتون بخونیم

پرشیا

زمین با جهنم خیلی فرقی نداره مهم جسارت انجام دادن کاری غیر ممکنه

سینا

سارا خانوم یه سفر دوروزه بود به مقصد فیصل آباد (پاکستان) . سفر های کاری یعنی تجربه ساعت ها انتظار در فرودگاه . اقامت چند ساعته شبانگاهی در هتل بعلاوه تماس های نیمه شب رئیس با عنوان یادآوری مسائل کاری بعدشم صبح فردا میری پیش مشتری و چند ساعت طول میکشه تا آموزش های لازم رو بدی و میانگین چهار ساعت فرصت داری شهر رو بگردی بعدش هم مجددا برگشت. ( به عنوان اولین سفر کاری خارجه خوب بود ). اگر موافق باشین یه بار در مورد سفر های کاری ملقب به سفر های دو روزه در با هم از سفر بنویسیم صحبت کنم.

امین طوسی

سارا خانوم قندی، من گفته بودم به دل نشستن صرف نباید توجیه رعایت نکردن شیوه درست نوشتن بشه، اینجا اما میگم به دل نشستن با رعایت درست نوشتن کافیه و لازم نیست حتما منظور و حرف نویسنده رو همه درک کنند.