من حاوی یک متن بسیار جذابم- فروغ قاسمی

از یه وبلاگیه که فیلتره
حتی قبل از گربه‌داری به این نتیجه رسیده بودم که اکثر حرف‌های ما پوچ است، گفتن‌شان موردی ندارد و نمی‌دانم چرا این‌قدر حرف می‌زنیم. وقتی گربه‌دار شدم به صورت عملی می‌دیدم که چقدر می‌شود ارتباط داشت و چقدر فهمید بدون نیاز به اینکه حرف زد. و تازه بدتر، اینکه وقتی حرف می‌زنی چیزهای اصل کاری را نمی‌فهمی. تمامی حواس‌ها را می‌بندیم و صرفن از شنوایی استفاده می‌کنیم. چشم‌ها را نمی‌بینیم، دست‌ها و حرکات‌شان را نمی‌بینم، فرم لب‌ها را، بوها را نمی‌شنویم. کلی اطلاعات را همین‌طوری از دست می‌دهیم. فقط شهوت حرف زدن داریم. نمودهایش زیاد است. مثلن توییتر یا فیسبوک. این‌همه حرف می‌زنیم و حرف می‌شنویم و توی سر و کله‌ی هم می‌زنیم. اما خیلی راحت می‌شود این کارها را نکرد، می‌شود حرف نزد و حرف نشنید و بحث نکرد و کمی عجیب است، اما با ترک حرف هیچ اتفاقی نمی‌افتد. برگمن هم می‌گوید سکوت والاترین شکل ارتباط است. خودش از استریندبرگ ایده گرفته. یا مثلن توی فیلم شرم، فاسبندر زوج‌هایی را مسخره می‌کند که ته کشیده‌اند، زوج‌هایی که می‌روند رستوران و حرفی ندارند و صرفن می‌جوند. معشوقه‌اش جواب می‌دهد که شاید ارتباط‌شان نیازی به حرف، به مکالمه ندارد. دوست داشتن و دوست داشته شدن لزومن با حرف زدن گره نخورده. یا مثلن آروو پِرت می‌گوید جامعه‌ی امروز مرض ارتباط و مکالمه دارد. موسیقی‌اش هم بر همین اساس است، این‌قدر خلاصه است که انگار گاهی دلش نمی‌آید سکوت را بشکند، آواهایی هم که تولید می‌کند به دور از هیاهو، کمی هستند و بعد با شرم و حیا محو می‌شوند. سمفونی چهارمش که دقیقن همین‌طور تمام می‌شود: بدون بوق بوق و بزرگنمایی صرفن با طنین مثلث که آن عقب‌های ارکستر به صدا در آمده تمام می‌شود. حرف زدن، مکالمه، ابراز نظر، معاشرت تبدیل شده به ارزش. همنشینی با گربه به من یادآوری کرد که شکل‌های قشنگ‌تری از زندگی کردن هم وجود دارد.

 

ممنون از فروغ السلطنه جانمان

/ 6 نظر / 15 بازدید
فروغ سفر نرفته

خواهش می کنم شفق جونم :*

سارا خانم قندی

بله فروغ بانو بالاخره برگشتن منم همین و میگم اما شما خیلی قشنگ گفتی [قلب]

متين

همه حرفا قبول، فقط من ارتباطش رو با گربه نمى فهمم به نظرم گربه هم نبود به متن لطمه اى نمى خورد

بنوشه

متین .... ارتباط‌گیری گربه‌ها باهم و با آدم‌ها به شدت جالبه... اونا با هر ارتباطی خیلی لامسانه برخورد میکنن... دوستی از قول نوشته‌ی معتبری میگفت که گربه‌ها تنها موجوداتی هستند که مثل انسان‌ها در معاشقه‌هاشون چیزی به عنوان نوازش وجود داره‌‌‌‌...... ممنون فرووووووووغ [لبخند]

امین طوسی

ممنون. درست اما نه هر سکوت و نه هر گفتگویی و ارتباط گیری با یک گربه و قیاس با رابطه انسانی به نظرم عادلانه نیست.

میچکا

تممنون فروغ جان ... تامل برانگیزه واقعا.. همیشه گفتم اینایی که تو وایبر و تلگرام و .... و همه جا هستن و همش درحال فرستادن جوک و عکس خنده دار و متن روانشناسی و شعر و ... همه چی با هم هستن یه لحظه فک کردن اینهمه مطلب به درد نخور و گاهی به درد بخور چرا باید اینقدر فرستاده بشه؟؟!!! واقعا چه نیازی هست وقت و هزینه و خیلی چیزای دیگه رو گذاشت و از آدمای اطراف یا حتی خانواده فاصله گرفت و اراجیف خوند و شنید؟؟؟ حرف زدنم همینطوره... اون رابطه نگاهی و احساسی وقتی هست و نیاز به حرف زدن نیست خیلی وقتها.... یه حس کامل بودن و اطمینان عجیبی تو آدم به وجود میاد ولی افسوس که همیشه نیست و بسیار کم اتفاق میفته... رابطه با گربه ها رو تجربه نکردم در این مورد ولی با آدما رو چرا