..... - نگین صادقی

ساعتها دیدمت در پس پشت مردمکانم

روزها گذشت و ندیدمت پیش روی چشمم

وسواس داشت در انتخاب رفیق دلم

شبها نه

شبی گذشت که تو نیز گذشتی از یادم

/ 9 نظر / 5 بازدید
امین طوسی

خوش آمدید ...

سارا خانوم قندي

كلا رئيس جان زدن تو خط نويسنده جديد از ما نااميد شدن يا ما كم كار شديم نگين جان خوش امدي و تبريك قلمت رو قبل من شنيده بودم دوست داشتنيه همين طور پاينده بنويسي اما پس پشت مردمكان را من جاي ديگه هم شنيده بودن اما چون حافظه خوبي ندارم يادم نيست

بنوشه

من اما اجازه میخوام تا سکوت کنم..

سارا خانوم قندي

[رویا]

امین طوسی

به نظرم کوتاهیش خیلی خوبه، فکر کنم تو خط دوم بجای چشمم باید نوشت چشمانم، تا خط سوم آهنگین و ترانه گونه ست که بعد قطع میشه و نمیدونم خواسته یا ناخواسته؟ و خط آخر رو کلا متوجه نمیشم. شعرها دارن زیاد میشن و این میتونه من رو وسوسه کنه[متفکر]

نگین صادقی

سلام به همۀ دوستان و ممنون از نظراتتون.

فروغ

من آمده ام وای وای من آمده ام ... :)) خوش اومدید نگین خانوم مسیر جدیدی رو باز کردین

مریم

بسیار زیباست نگین جان [چشمک]

میچکا

خوش اومدی نگین جان منم خوشم اومد از تم شعرت فقط خط آخرو درست متوجه نشدم آخه اینطور تصور میشد که دیدار کوتاهی بوده و بعد روزها جدایی بوده بعدش به این نتیجه رسیده که اونی نبوده که میخواسته... ولی "شبها نه شبی گذشت" رو نفهمیدم آخه وقتی روزها گذشته حتما به همون اندازه شبها هم گذشته دیگه؟