سرنوشت - بنوشه فرهت

جنون سرعت بود اسمش یا تجربه‌ی یک حرکتِ نابِ پرهیجان یا هر چیزی که نمیدونم، سواریِ پژو با چهار سرنشین منحرف شده گاردریل‌ها رو برید بود و ...

پسرها فورا بیرون پریده و دور شده بودند.. آن هم به سرعت..

ماشین اما آتش گرفت

و دخترها

که گرفتار شده بودند،

که مانده بودند،

سوختنـــــد..

.

.

.

خدایا!

با چه نوشتی سرنوشت ما دخترها را که سوختنمان ناگزیر است

می‌خواهد تصادف باشد،

حمله‌ی اسیدی

و یا عشق..

 

پی‌نوشت: ماجرا واقعی بود

/ 20 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بنوشه

سارای قندی.. حساب و کتاب نداره که.. همینه.. [نیشخند]

امین طوسی

من خونه اروپام، کارگاه ایران، نمیدونم چرا؟[متفکر]

بنوشه

امین [خنده]

بنوشه

عجب اما از همزمانی این پست و «روز جهانی زن».. تلخیش رو به من ببخشید [ناراحت]

حنا

اتفاقی بسیار دردآور در آستانه سال نو بیشتر دلم میخواهد قانون بقا را برداشت کنم از متن تا هر چه دیگر را

سارا خانوم قندی

[نیشخند]

بنوشه

حنا [ناراحت]

بنوشه

سارا [چشمک]

سحر

:( {چرا؟!

بنوشه

سحر.. واقعا نمیدونم.. چرا؟؟ [ناراحت] چطور تونستن فرار کنن واقعا؟؟؟