اینک من، مادری از آینده - حنّا مبارکی

نازنینم

امروز دلم هری ریخت پایین، تابش رو داری، میخوام یه کم نق بزنم، واقیت امر اینه که حالم در عرض چند ساعت یا شاید کمتر گرفته شد و نفهمیدم چرا، تسبیحم رو در میارم، دونه های رنگارنگش بهم آرامش میدن، این یه تسبیح معمولی نیست عزیزم، این تسبیح، سفارشی برام آورده شده، اگه گفتی از کجا، از نجف که می گویند ایوانش عجب صفایی دارد، خاله بنفشه داشت می رفت نجف که بهم گفت چی برات بیارم و یادمه گفتم با کوله باری از استجابت های دعاهایمان و البته اگر لطف کنی برای من یک تسبیح رنگ به رنگ نجف که شنیده ام ناب ترینش روبه روی حرم حضرت علی یافت می شود و تمام مدتی که در سفر بود از ذوق به دست گرفتنش شبها خوابش را میدیدم. خلاصه که دونه هاشو توی دستم محکم میفشرم و بر خاندان آل محمد درود میفرستم که آرامش پیدا کنم. دغدغه دارم نازنین، دغدغه خریدن چند متر خانه که احساس مالکیت بس شیرین است، دغدغه آینده و هر بار که توی قلک سکه میندازم میگم زود پر شو که اگه کار از کار بگذره روز مبادا رد میشه ها، دلم یهو می گیره و .... ناخودآگاه چند دونه مروارید روی گونه هام می لغزه، زودی پاکشون میکنم که خدای مهربان بزرگ نذاره به حساب ناشکریم، عزیز دل مامان، برام دعا کن، برامون از اون دنیا اتفاقات خوب بفرست، برامون سلامتی بیار و البته کارفرماهای خوب سر راهمون قرار بده، نه از اوناش که حرف خیار فروش سر بازار که فرمودند بالای کنسول و بزارید باشه بعدشم زیرش نور بدید ببینید چی میشه بیشتر قبول میکنه تا ..... و مجبور می شم صد تا ملق بالانس براش بزنم که حالیش کنم اینجا ساختمان اداری است نه چلوکبابی قنبر، خلاصه که منتظر خبرهای خوبیم و اگر شد چند گونی اسکناس، به خدا بگو "مادرت و پدرت قدر اسکناس ها رو می دونن، اسرافی در کار نیست، من ضامن."

مادرها شبیه نخ تسبیح می مانند.

به نسبت دانه ها کمتر خودنمایی میکنند.

اما اگر نباشند هیچ دانه ای کنار دیگری نمیماند‏.

خدایا نخ هیچ تسبیحی پاره نشود .

آمین

 

/ 5 نظر / 10 بازدید
امین طوسی

فکر کنم وقتی شیوه نوشتن متنی روان و ساده هست باید داستان درونش چیز خاصی داشته باشه، من جز 4 خط آخر که نه از نظر نوشتاری بلکه از نظر احساسی برام تاثیر گذار بود از باقی متن لذتی نبردم. مطمئنا موارد اشاره شده مثل خانه، تسبیح و وضعیت کار و کارفرما موضوعات قابل بحثی هستند اما امیدوارم شیوه نوشتن بتونه متفاوت بشه تا از حالت (به قول نویسنده) نق و یا نصیحت خسته کننده خارج بشه. [ البته علاقه نداشتن من به فرزند هم ممکنه تاثیر گذار باشه [نیشخند] ]

سارا خانوم قندی

امین خان صددرصد بوده اما منم موافقم یه جاهایی تبدیل به نق و قر شده

بنوشه

مادرها شبیه نخ تسبیح می مانند [قلب]

امین طوسی

خواهش میکنم رییس[لبخند]

حنا

سلام دوستان عزیزم ممنون از نظراتتون در تائید فرمایشات رئیس این دست نوشته ها چون تمام آنچه که در درونم میگذرد را به فرزندم انتقال میدهد بنابراین جاهایی از کیفیت نثر و ... کاسته میشود به دیده اغماض بنگرید با سپاس