.... - نگین صادقی

آخر دیدی آبی آسمان من شدی

من مثل ماه در تو درخشیدم و تو بی قرار من شدی

یادت هست بوسه ای بر لبان من زدی

رفتیم در کنار هم و این بود که آغاز من شدی

حس بزرگ بودن را یادت یاد من دادی

ساعت ها را چه زیبا باعث عبورشان شدی

یاس کودکی ام را کاشتی و ایستاده خندیدی

نم نم باران بارید و تو بی امان من شدی

/ 10 نظر / 13 بازدید
امین طوسی

حس خوبی داره، اما جای کار هم. فکر کنم برای گفتن شعر باید تکلیف شاعر با خودش مشخص باشه که قرار چه سبکی بگه. من نمیدونم این قرار بود کلاسیک باشه یا ترانه (البته دانش تخصصی ندارم) فکر کنم هیچکدوم نبود. این به نظر اشکال داره"حس بزرگ بودن را یادت یاد من دادی" و این لذت بخش "ساعت ها را چه زیبا باعث عبورشان شدی".

امین طوسی

نگین صادقی، با خوندن شعرهات یاد جوونیام افتادم که معلمم با چندتا کتاب چنان زد تو صورتم که بی خیال هرچی شعر و شاعری شدم، البته تا دو سه سال پیش. حالا توصیه ای که جدیدا به من شد رو میگم: بیشتر از گفتن بخون (شعر خوب) تا احساست به شکل بهتری روی کاغذ بیاد. این نظر من بر اساس دو شعر شما ست، ممکن قضاوت غلط یا توصیه ی تجربه شده ای رو گفته باشم.[لبخند]

امین طوسی

همه سفرن گویا؟!

زهرا دارایی

امین سفر نیستیم. شایعه پراکنی نکنید لطفا. دانشجو جماعت گور نداره کفن داشته باشه. تا صبحم بشینیم بازم باید بشینیم. همه بنشینند و هیچ کس برنخیزد [نیشخند] (یه تنه گند زدم به شعر مصدق) نظری ارائه نمی نماییم چون نظری نداریم که ارائه بنماییم. البته با همه بی نظری باید حرفت رو در مورد چندگانگی و بلاتکلیفی سبک شعر تایید کنم و به نگین عزیز بگم که جدا از این حرفا به شخصه عاشق مصرع اول هستم [لبخند]

امین طوسی

[نیشخند]

بنوشه

نگین اول از همه باید بگم که عشق میکنم که آهنگین مینویسی [قلب] جدای از حرف امین به نظرم اومد که وزنش نمینشینه رو کلام (من یک شاعر آماتور هم نیستم حتی و شناسایی وزن و اینا رو به صورت گوشی و قدِ نخود بلدم [خجالت]) با این همه اما تلاش کردم تا شعرت رو توی وزن دوباره بگم: دیدی آخر میان آن همه دل تو سرانجام ماندی و بهار شدیم ماه بودم کنار دریاها که درخشیدی و قرار شدیم بوسه‌ات را نهان پذیرفتم چه گناهی؟ که رستگار شدیم ایستادی کنار شانه‌ی من به رکودِ زوال دچار شدیم لحظه‌ها، رفت و آمد، کنارِ هم، اما چه صمیمانه ماندگار شدیم

بنوشه

شفق.. بله [خجالت]

بنوشه

شفق.. شما رئیسی.. چشم میفرستم تا مستقل بذاریش [لبخند]

میچکا

منم با نظر جمع موافقم :) و با بیشتر شعر خوب خوندن و بعد سرودن.. هرچند که یه مسئله ای هم هست که زیاد خوندن باعث میشه از شعر و سبک شاعری که زیاد میخونی تاثیر بگیری و ناخودآگاه شبیه به شعرای خونده شعر بگی.. باید واسه اونم یه فکری کرد :) موفق باشی نگین جان

سارا خانوم قندی

برخلاف شعرا یه خودخواهی ریزی توش داره به جای اینکه قربونه معشوقش بره [سوال]