جاده ی جنگلی - امین طوسی

جاده ی جنگلی مه گرفته

پشت سر، خانه ی توست

و چراغی خاموش

روبرو

در دور دست

کور سوی چراغیست روشن

که می تواند ورودی یک مهمانسرای مجلل باشد

یا ورودی یک قبرستان

و یا حتی یک انتخاب تازه

اکنون هیچ چیز مهم نیست

جز باران

که بی توجه به جهت

و یی توجه به جاده

و حتی

بی توجه به من

مرا تازه می کند

23/شهریور/93

/ 19 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بنوشه

شفق.. [چشمک]

متین

خوندن این شعر وقتی که داره بارون میاد... اکنون هیچ چیز مهم نیست! چقدر این اکنون ها خوبه

سارا ميلاني نيا

پوريا ادرس وبلاگت چيه ؟!

سارا ميلاني نيا

تفاوت بين زاها حديد با هزار مليون معماري كه اداشو در ميارن در اينه كه پشت هر حركت و خطش فلسفه و دليل و چرايي وجود داره . منظوره من از سوالم اينه كه در كنار إيجاد يك فضا در نوشته ميشه منظور و هدفي هم داشت اگر اين فضاي سورئالستي بيانگر يك مفهوم يا يه استعاره باشه ميشه يك اثر ناب . با اين توضيحي ندارمت صندلي زير پايه اثرت و خودت هل دادي و نوشته ات رو دار زدي . من البته اينجا دارم خيلي رك بازي در ميارم اما ميدونم كه با امين كه طرفي كار جديه . موضوع جديه نقد جديه حيفم مياد سر دستي ول كنم انتظارم بالاست شوخي هم ندارم !!!!!

سارا خانم قندی

ها بله سارا وسط حرفت فکرکنم یه چیزی نوشته نشده وسطش رو نفهمیدم رئیس جان دقت بفرمایید سارا میلی هم به همون نتیجه رسیده

زهرا دارایی

من از بخش اول نوشته ناامیدی و بی تفاوتی ناشی از اون رو استنباط کردم، بی تفاوتی که فرد رو به لحظه کشونده و تکقدم پیش روش... و به نظرم تصویر واضحی از این ناامیدی رو ترسیم کردی. البته نمی دونم این اصلن هدف بوده باشه. تا چند خط اول، فکر کردم شعره، به خاطر شبه جملات و بعد که رسیدم "که می تواند ورودی ..." به نظرم نظم ذهنیم به هم ریخت. شاید اگر ادبیات و شیوه نگارش متناسب تری رو انتخاب می کردی بهتر می بود [لبخند]

امین طوسی

[لبخند]

شفق

سارا میلی...لینک شده است "در پی" http://dar-pey.blog.ir/

میچکا

منم اول فک کردم شعره بعد فهمیدم نیست انگار [لبخند] حسی که من برداشت کردم تردید بود بین رفتن و نرفتن.. بین دو انتخاب... یکی خونه اشنا با چراغ خاموش و دیگری چراغی روشن که معلوم نیست کجاست ولی حس کردم یه جور دل کندن به همراه داره... همراه بارون بره و بره تا ببینه به کجا میرسه...

میچکا

یه جورایی انگار داستان آهنگینه.. نمیدونم شایدم شعره [لبخند]