.... - بنوشه فرهت

زانو بغل گرفته، نشسته‌ام و به جان کری گوش می‌دهم

به سیاست

به کلماتِ چند پهلو؛

دلم اما

برای تو می‌تپد

برای حضور بی‌توافقی که عاشقانه پیش می‌رود..

/ 22 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بنوشه

سارا میلیِ جانِ اون همه صفت خوب دار.. [نیشخند] ما باس شما رو رو سر و چشمون جا بدیم با این همه گریز و گذار.. واسه پست شما بچه‌ها زیر 5 تا کامنت فعالیت کنن خودم متذکر میشم بهشون حتما [نیشخند] و اما.. مرســــــی.. اسمش هم توافق بود البته به جا سه نقطه‌ای که رئیس جان مرحمت فرمودن [لبخند]

زهرا دارایی

بنوشه حبابی که آدمها معمولن به دوره خودشون دارند رو خوب به تصویر کشیده بودی تو نوشتت. حبابی بین درون و بیرون، بین من و اونا. البته شاید چون خودم یه همچین حبابی دارم فکر کردم اینجوریه و مد نظرت نبوده باشه نمی دونم. اما تقابل بین درون و بیرو نرو خیلی خوب میشه درک کرد [لبخند]

امین طوسی

بنوشه، منظورم از این چیه؟ کل متن بود یعنی از نظر حرفه ای به این گونه نوشتن چی میگن؟ (جان کری رو می شناسم) وقتی "به سیاست" هست دیگه معلومه جان کری یعنی وزیر خارجه ولی وقتی نباشه خوب جان (اسم، نفس، عزیز؟) و هم کر ی (فامیلی، شنوایی؟) و گوش دادن بعدش میتونه ایهام داشته باشه، البته به نظر من.

بنوشه

زهرا.. والا حبابی که گفتی وجود داره، اما نه تو این متن.. به نظرم بیشتر دو موضوع همزمان اما درون و بیرون هستند که خب یه جاهایی با هم اشتراک دارن و یه جاهایی نه.. و البته زمان داره اونا رو با هم پیش میبره..

بنوشه

امین.. اول این که راستش لحن کامنتات یه جوریه که من هول شده‌ام.. اون اولی رو با چنان تشر محکمی خوندم که سر جام خشکیده بودم [نیشخند] و خب واقعا نفهمیدم که سوالت در مورد چیه [پلک] من نویسنده‌ی حرفه‌ای نیستم.. دوره‌ی نویسندگی و اینا ندیدم.. اما مینویسم و گاهی شعر.. و یه وقت‌هایی هم یه چیزای اینطوری که خودمم نمیدونم اسمشون اونجوری که تو پرسیدی چیه.. واقعا نمیدونم.. اما هر چی هست درست در لحظه‌ای که داشتم به نشست خبری جان کری گوش میکردم تو ذهنم نوشته شد.. میگم درست در همون لحظه چون چشمام به تلویزیون بود و گوشم به صدا -ینی منظور اون سخنرانی رو میگرفتم- اما ذهنم داشت می‌نوشت [لبخند] (الانم هنوز نمیدونم که در این مورد ازم سوال کرده بودی یا منظورت این بوده که این دیگه چیه نوشتی) [متفکر]

امین طوسی

بنوشه، هرچند ارتباط خاصی با نوشتت برقرار نکردم اما واقعا می خواستم بدونم به این شیوه نوشتن چی میگن. در مورد دوم راحت میتونستم بگم این دیگه چیه نوشتی؟ (و نه این چیه؟) [چنین جسارتی نخواهم کرد][لبخند]

بنوشه

امین.. [نیشخند] من جدا جواب سوالت رو نمیدونم، اما اگه پیدا کردی به من هم بگو [لبخند]

سارای شمالی

بنوش من می فهمم تو چی می گی...

بنوشه

سارای شمالی.. تو از کجا میدونستی سارا زیاد داریم اینجا و نشونه گذاشتیم واسه ساراها؟؟!!!! [نیشخند] چه خوب [چشمک]

حنّا

دوست میدارمش " حضور بی توافقی که عاشقانه ....."