مهمانی با پیشنهادی از یزدان صلاحی

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنم

با تو بودن را به آرامی تجسم می کنم

چشمهایت گفتنی ها دارد و طبعم غزل

با زبان عشق با چشمت تکلم می کنم

شعر می پاشم درون خاک حاصل خیز دل

واژه ها را سبز احساس تفاهم می کنم

گاه شعرم مثل چشمت حاوی آرامش ست

گاه با امواج گیسویت تلاطم می کنم

با نت و موسیقی لمس تو ، شاعر می شوم

خستگی را لابلای طعم تو گم می کنم

با تو وقتی از خیابان های دل رد می شوم

دانه ی اسفند دود از چشم مردم می کنم

مثل آدم باب میل تو هوایی می شوم

شوکت فردوس ، قربانی گندم می کنم

 

این شعر از یک رهگذر برامون اومده، هیچ آدرس ایمیل یا وبلاگی از خودش نگذاشته.فکر کردم به احترام حضورش این پست ، شعری که برامون گذاشته رو براتون بزارم.تو جستجوهام به نام "یزدان صلاحی" برخوردم.صحت و سقم ماجرا رو بیش از این نمی دونم

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میچکا

ممنون عسل بانو... خستگی را لابه لای طعم تو گم میکنم.... قشنگ بود... ممنون رهگذر

فروغ سفر نرفته

خوش اومده، اینجا که رخ نداریم ولی اسم بنما رهگذر جان :)

امین طوسی

با سکته زهرا موافقم. برای لحظات رمانتیک خوبه (البته برای چنین لحظاتی انتخاب های بهتری هست) به جز این دیگه چیزی نداره به نظرم. و از مهمانمون ممنونم و امیدوارم به جمع مستاجران بپیونده.

بنوشه

منم حس کردم که دو سه جا ریتمش لنگید.. اما کلا خوب بود.... [لبخند]

امین طوسی

رییس، در پاسخ زهرا دارایی هم گل میذاشتی دیگه [خمیازه]

ساراخانوم قندي

منم سكته رو احساس كرده مثلا ا تو وقتی از خیابان های دلم رد می شوم ميشد وزن بهتر بود قضيه گل چيه [گل][گل][گل]

پوریا

دستش درد نکنه می خواسته اجرش محفوظ بمونه ! گمنامی بعد از گنده نامی میاد!

سینا

مثل پذیرفتن مسئولیت یه حمله تروریستی از طرف یکی از گروهک ها میمونه[شرمنده] اینکه اون مهمان گمنام من بودم رو میگم [لبخند] البته یه اعتراف دیگه هم باید بکنم اونم اینکه هیچ وقت فکر نمیکردم این شعر تبدیل به پست بشه. صحت شاعر شعر را هم تایید می کنم که کاری از یزدان جانه این رو هم باید بگم که من بعد از نظر امین خان طوسی تصمیم گرفتم حاضر بشم

سینا

لازم میدونم از یزدان هم یه دفاع کوچیک بکنم اونم اینکه : باور کنید بعضی اوقات تغییر مثبت برای بهبود وزن باعث جا موندن یا نرسوندن دقیق حس میشه. همه مون با شعر هایی برخورد داشتیم که از نظر وزنی بی نقص بودن ولی یه غربتی از جنس مفهوم و احساس رو بهمراه داشتن. البته تا جایی که من اطلاع دارم این شعر برای مخاطبی خاص سروده شده و هدف انتقال احساس بوده. باشد که همه مان رستگار شویم [لبخند]

سینا

در نهایت از همه دوستان کمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال تشکر را دارم