عید، حرم، و چند خط نوشته- متین فرد

غروب اولین روز امسال است

گنبد طلا، به وقت حرم

در دعا باز است

 

چه قصه هاى ناگفتنى اینجاست

دلم گرفت و نگفتم

همیشه یک راز است

 

صداى أمن یجیب مى آید

بخوانمت به تمنا و گریانى

نگو که آواز است

 

دعاى وقت سحر یا غروب و یا هر روز

از آن طرف دل پریشانم

چقدر همساز است 

 

منم همان متین، همان پریشانت

بخوانمت به آه و درد و تضرع 

گفته اند کارساز است

 

فقط نگهى یاربم، تو ببخش

مثال ابر بهارى

بر آن شکوفه اى که پر ناز است

 

قفس و پاى بسته و دلى خسته

نگهم بر آسمانم و دلم

پر از شوق پرواز است!

/ 3 نظر / 10 بازدید
میچکا

متیییین این بلاگفا قاطی کرد ما نتونستیم هیجاناتمونو ابراز کنیم [قلب] اون عکسه رو قرار بود بفرستی برام [پلک]

شفق

تازه من سر این مطلب اونور نظر داده بودممممم[گریه]

بنوشه

گفتم منم بلشم اینجا [نیشخند]