دل را به سخره گرفته بودی- متین فرد

گفتم دلم برایت پر می کشد

خندیدى و گفتى مگر نقاش است؟ روی تابلو یا در دفتر می کشد؟

 

یکبار دیگر هم گفتم دلم برایت پر میکشد

تو گفتى معتادى؟ جنس بهتر می رشد

 

گفتم دلم برایت تنگ شده است

تو گفتى باید گشاد شود، بدون چفت وبست!

 

گفتم دلم شکسته است

گفتى چسب بزن تا از دست نرفته است

 

گفتم دلم هوایت را کرد

گفتی آفتابى یا بارانى؟ گرم بود یا سرد؟

 

گفتم دلم گرفته است

قاه قاه خندیدى و گفتى

لوله بازکن سرکوچه نشسته است!!!

 

گفتم دلم خسته است

گفتى ماساژش بدهی خستگیش دررفته است

 

آخرین بار بود

 

گفتم تو را به خدا نگذار دلم سنگ شود

باز به سخره گفتى، بزن شیشه را بشکن، اصلا بگذار جنگ شود

 

ومن اینبار

حرفت را گوش کردم

 

شکستم،

بتى را که ساخته بودم شکستم

و بعد از روزها

...

برایت نمیگویم

چقـــــــــــدردلم آرام است،

و دیگر تو را نمی جوید...

/ 15 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سینا

یاد اردلان سر افراز افتادم که می گفت: ما هر دو بازیچه در بازی نیرنگ/ قربانی یک بت/ سرتا به پا از سنگ تو بت پرست اما/ من بت شکن بودم/ باید که بت می مرد/ جایی که من بودم/ اکنون نه بت مانده / نه تو نه فردایی / این بت شکن ماده / با زخم تنهایی

متين

سارا ميلانى [لبخند][لبخند][لبخند] شفق فكر كنم يه حرص فرو خفته بوده، دنبال آهنگ خيلى نبودم سينا با نقدت و شعر تكميلى ت ارتباط برقرار كردم، مرسى

امین طوسی

همیشه در نوشته هات ایده های خوبی داری و چند نکته شاید بهترش کنه، تکرار واژه ها و فعل ها و خذف نشدنشون به قرینه کمی خوندن رو سخت و خسته کننده میکنه، جملاتی که بار معنایی یکسان دارند هم تکرارشون هرچند ظاهرشون متفاوت باشه اما تاثیر مشابه داره و موضوعی که قبلا هم بحث شده و در این متن به نظرم بسیار تاثیر منفی داره بلاتکلیفی متن گونگی و شعر گونگی هست. به نظرم با کمی چارچوب دارکردن نوشته به یکی از دو سمت بالا، حذف بعضی از افعال و خلاصه کردن حرف کلی در جملات مشخص تر با تعداد کمتر، متن (شعر؟) بهتری خواهیم داشت.

متين

امين ممنون از پيشنهاداتت، بهش فكر ميكنم سارا خانوم قندى ممنون

امین طوسی

[لبخند]

سارا خانم قندی

با بچه ها هم سره ریتم موافقم ادم تکلیفش رو نمیدمنه که چطور متنت رو بخونه ریتمیک - داستان وار ...

بنوشه

من چند تا موضوع دارم واسه گفتن.. متین من همچنان معتقدم اگه بین روایت و شعر یکی رو انتخاب کنی کار به مرتب بهتر درمیاد.. متن تو روی آهنگ وزن بازی میکنه.. گاهی سر جاش هست و گاه در حال بازیگوشیه.. این عدم تعادل باید مهار بشه به نظر من.. ببین! این تویی که وزن و کلمات رو انتخاب میکنی و این نوشته است که باید در اختیار تو باشه و دنبالت بیاد.. اما چیزی که من حس میکنم اینه که این تویی که داری به دنبال متن میری و چیزی رو انتخاب میکنی که اون میگه... دیگه این که ما در ادبیات چیزی تحت عنوان «گشاد شدن دل» نداریم.. این تنها یک شوخی عامیانه است.. در حالی که متن تو یک نوشته ادبی با رعایت دیسیپلین خودشه.. انتخاب درست واژگان و همخوانیش با اصلوب متن چیزی مهمیه به نظرم..

متين

بنوشه در مورد آهنگ شعر و وزنش بهش فكر ميكنم اما در مورد گشاد شدن دل و... قرار نبوده حرف جدى گفته بشه، دل را به سخره گرفته بوده، دقيقا هدف همون شوخى عاميانه بوده

بنوشه

اگه جدا منظور همون شوخی عامیانه است، پس شاید بهتر باشه قالب دیگه‌ای رو امتحان کنی.. من از کلیت متن شوخی برداشت نمیکنم [لبخند]