و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد- زهرا دارایی

پریده است!!!
ملالی نیست
اندکی برنز
سیاه شب
طلایی آفتاب
سرخ خون
در پرده نهان میدارد 
هر آنچه تو را در هم شکست...
/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا دارایی

بنوشه فک کنم کلا اشتباه متوجه شدی. استعاره از زنیه که رنگ پریدگی و درد رو با آرایش پنهان می کنه [لبخند]

فروغ سفر نرفته

زهرا جان در پاسخت به بنوشه باید بگم عجب! من اصلا همچین منظوری رو نگرفتم. من طرفداری تلخیصم اما به نظرم اینجا یکم نامفهوم شده. کلا من در این نوشته ها تخصص ندارم :دی

زهرا دارایی

فروغ عزیز نمی دونم والا تو ذهن خودم طبق معمول کاملا واضح بود وقتی می نوشتمش اما ممنون از نظرت و سعی می کنم واضح تر بنویسم از این به بعد [لبخند]

ساراخانوم قندي

من فكر كردم يه زنيه ملال و ناراحت از زندگي و تمام سختي هاش رو با روزگار ميپوشونه تا كسي متوجهش نشه [ناراحت]

زهرا دارایی

سازا خانوم قندی خدارو شکر مصداق بارز مرگ مولف رو شاهد هستیم و دوستان هر کدوم، برداشت های خودشون رو داشتند، ادامه بحث رو به خودتون واگذار می کنم و یه گوشه می شینم ببینم دیگه چه چیزایی میشه از این واژگان برداشت کرد [نیشخند][چشمک]

شفق

خب راستش... به نظر من یه کلاژ اومد....و متن یه شکستی داره..انگار هنوز وقتش نشده بود که به دنیا بیاد حتی به نظرم می یاد خط آخر می تونست نباشه...انگار خط آخر یه دفعه جهت عوض کرده

بنوشه

من جدا این برداشت رو نداشتم [تعجب]

سارا خانم قندی

[نیشخند]

زهرا دارایی

رئیس جان نمی دونم اگر حس اکثر بچه های در مورد نامفهوم بودن نوشته اینطوری باشه که هست ظاهرا حق با شماست و متن به اون پختگی که باید نرسیده هنوز. اما وقتی می نوشتمش فکر کردم یه حس مشترک بین بخش اعظمی از زنها رو دارم بیان می کنم. تا حالا نشده یه روز صبح بخوایید حال بدتونو با آرایش از بین ببرید؟!!! شاید هم این فقط راهکار من برای خوشحالتر شدنه [سوال][ناراحت][افسوس]

میچکا

زهرا جان یه دفه قبل از خوندن کامنتا که خوندم نفهمیدم منظورت رنگ پریدگیه ولی بعدش که دوباره خوندم خیلی لذت بردم هم اینکه خلاصه و کامل بود و هم ترکیبای کنایی خوبی داشت... نمیدونم واسه رسوندن اینکه موضوع درباره چیه باید کلمه ای اضافه کنی یا همین راز آلودیش قشنگتره آیا