تباه - بنوشه فرهت

زمانه را قدم زدی به روی نقطه‌ای سیاه

دلم هوای نام تو، ترانه‌های گاه‌گاه

رسیده‌ای بدون شک به انتهای پنجره

و من هنوز منتظر و خنده‌های قاه‌قاه

و تو نگاه می‌کنی به کوهِ پشت پنجره

درونِ مردمم ولی هجوم یک دل و دو آه

کنار می‌روی و من هنوز خیره مانده‌ام

به امتدادِ چشم تو، به آن دو نقطه‌ی سیاه

کنار در رسیده‌ای و آتشی درون من

زبانه می‌کشد، چرا؟ برای یک دو ذره کاه

و همچنان که خیره‌ام حضور مبهم تو را

ز یاد برده می‌شوم همان «بنوشه»‌ی تباه

تو سال‌هاست رفته‌ای و من درون یک اتاق

به یادِ آن قدیم‌ها، پیاده می‌شوم تو شاه

تمامِ شادمانه‌ها نثار یک غمِ تو شد

و من تباه گشته‌ام به جرم لحظه‌ای نگاه

...

پی‌نوشت: 15 مهر ماه 1382

/ 17 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
س.م.رضا اعتصامی

بله. می فرمایند خوش باشیم و وارد بحث نشویم. پس بسنده می کنم به یک کلام. البته با در نظر گرفتن تاریخ درج شده در انتهای متن. و اون اینکه، بنوشه خانم، یادتون باشه که "و" ، "یا" و هرگونه مصوتی که برای اتصال دو کلمه در متن گذاشته میشه تا آهنگ شعر رو حفظ کنه، بسی بسیار تابلو دست شما رو از بابت عدم تسلط به آهنگ و وزن رو میکنه. بنابراین از این نوع ترفند ، به حداقل ممکن و صرفا در مواقعی که قفل تنها به این کلید تن میده، ازش استفاده کنید. این بود گفتگوی غیر فلسفی ما. :)

بنوشه

اعتصام.. بله.. بله.. چشم مرسی از این که گفتین [لبخند]

سارا ميلاني نيا

منظوره أمين از چقدر قديم تاريخش بود ! منو بگو !!! دو ساعت فكر كردم تا بفهمم چي ميگه اين أمين خان جان

بنوشه

سارا [نیشخند]

امین طوسی

[لبخند]

ساراخانوم قندي

مسئله آويزان شدن و پنجره رو من نفهميدم اما يك سري "و" در متن بود كه خيلي اذيت ميكرد ادم رو و نميشد بخوني و گاهي از ريتم افتاده بود البت ببخشيدها آخر سالي مواظب خودتون باشيد به هر حال

سارا.. آره.. باهات راجع به واو هایی که گفتی موافقم.. چشم.. سعی میشه حواسم جمع باشه.. پنجره هم چیز مهمی نبود [نیشخند]

ساراخانوم قندي

[لبخند]

متین

از اینکه جنبه ای دیگر از بنوشه برام هویدا شده خوشحالم [لبخند][قلب]

بنوشه

متین.. جریان چیه؟ [نیشخند] کدوم یکی منظورته؟!! [مغرور]