# بنوشه_فرهت

رها کردم - بنوشه فرهت

تنم خسته لبم بی‌تاب نگاهم بی‌دریغ، اما شتاب‌آلود؛ دستانم گناه‌آلوده سرد و بی‌رمق خاموش؛ حضورت، بی‌پناه، اما غبارآلود؛ به ناگه باد اندوهی سترگ‌آلود... تنم خسته، سرشارِ حروفی بی‌نوا اما فغان‌آلود؛ تو را در پیچ ... ادامه مطلب
/ 16 نظر / 14 بازدید