.... - رضا اطهری

در این فضای رقت بار به انتظار معجزه ایى نشسته ام که از نور بیرون بیاید. 
ان قدر مسخ در نورم که فراموش کرده ام چه تنها در انتظارم.
/ 8 نظر / 22 بازدید
متين

يادمه يه بار تو صفحه فيس بوكم خيلى ساده نوشتم خدايا من معجزه ميخوام، شايد همون جاهايى باشه كه به يه فضاى رقت بار ميرسيم! در انتظار معجزه اى كه از نور بيرون بيايد، ويكباره نقطه عطف كار كه "چنان مسخ در نورم..." و انگار ميگه: ای دیوانه لیلایت منم!

امین طوسی

سبک عکس که جزء علاقه مندیهام هست، اما در مورد متن به نظرم چیزی کم یا شاید چیزی زیاد داره، شاید با جمله بندی ساده و معمولی بهتر باشه شاید هم باید پیچیده تر باشه؟! فعلا نمیدونم فقط احساس خوبی از خوندنش ندارم.

امین طوسی

به نظرم اگر علاوه بر نوشتن تصمیم برای بهتر شدن قلممون داریم لازمه بیشتر بنویسیم، حجم بالاتر متن نویسنده رو درگیر مسائل بیشتری میکنه و اشکالات و ضعف ها رو بیشتر نشون میده و شرایط یادگیری رو فراهمتر میکنه. (در مورد شعر البته با حرف خودم موافق نیستم) [این نه فقط در مورد رضا اطهری بلکه پیشنهادی بود برای خودم و باقی دوستان][لبخند]

ساراخانوم قندي

به نظر من خوب بود اما تلخ من رو ياد يك متني انداخت كه دوست مشترك فرستادند فرق من و زندان بانم اينست كه او وقتي دريچه در را باز مي كند تاريكي ميبيند و من نور ميبينم "گاندي" نقطه مشتركش در نور و تنهايي بود (اين توضيح رو دادم كه نگيد ربطي نداشت و در ضمن ممكنه چندين سال بعد از اينها عده اي وبلاگ ما رو كشف كنند و اين ها بشه جملات قصار) با نكته امين خان طوسي هم موافقم

ساراخانوم قندي

در ضمن رئيس جان رفرش هم كرديم دوستان عزيز روز دورهمي رو همه فراموش كردند؟ چرا نظر نميدهيد؟

زهرا دارایی

سارا خانم قندی مانظر گذاشتیم اما شما نخوندیش که [افسوس][ناراحت][نیشخند]

ساراخانوم قندي

ببخشيد ايبار را موشكافانه نظر دادم ببينيد

بنوشه

رضا خانِ اطهری عکس عالیه.. و بقیه نیز هم.. بیشتر باش خو برادرِ من.. دهه... [چشمک]