.... - نگین صادقی

یک لحظه از بودنت را زندانی میکنم

حس عاشق بودن را با آن تجربه میکنم

یاس کودکی ام را با یادش میکارم  و

یقین دارم که توان بزرگ کردن اش را به تنهایی ندارم

/ 9 نظر / 8 بازدید
امین طوسی

فکر کنم میشه به شیوه بهتری نوشته بشه، به من حس ترجمه شعری غیر فارسی رو داد که در زبان خودش همه چیز مرتب و سر جای خودشه ولی در ترجمه همه چیز به هم ریخته

زهرا دارایی

تهش چرا یهوو اینطوری شد؟؟ من انتظار داشتم پایانش مثبت تموم شه یعنی اینکه بگه با اون یه لحظه می تونم بقیه عمر رو سپری کنم و این حرفا[سوال] البته انتظارات منه خیلی نمیشه بهش ایراد گرفت دیگه [نیشخند]

سارا ميل

محتوا خيلي لطيفه ، اما در مورد نوشتار با امين خان جان موافقم

میچکا

جالبه منم که خوندمش حس ترجمه بهم داد! اون خط اولش خوب شروع شد منتظر بودم یه اتفاق بهتر بیفته. ارتباط کودکی رو با لحظه ی عشق نفهمیدم

سارا خانوم قندی

و یقین میکنم به تنهایی رشد نمی کند به نظر من تهش این جوری بود وزنش بهتر بود البته در حد فهم من از وزن [چشمک]

سارا خانوم قندی

امین جان چون از فعل زیاد استفاده شده این حس بوجود میاد که معمولا در ترجمه اشعار هم همین طوریه به نظر من اگه افعال رو به طو دیگه ای می اورد یا به قرینه حذف میشدن بهتر می شد

سارا خانوم قندي

اين رو دوست داشتم براتون گذاشتم تا انتهایِ مبهمِ آهم، نمی‌رسی، افسوس هرگز به طعنه‌های نگاهم، نمی‌رسی، افسوس چشمت غروبِ خسته‌ی یک آسمانِ مبهوت است هرگز به روشنایی شبِ ماهَ م نمی‌رسی، افسوس انگار بوسه‌ها همه طعم گلایه داشت وقتی که قصه‌ها،همه بوی گلایه داشت وقتی که زخمِ من، میانِ مرهمِ تو داد می‌کشید در چشمِ تو، سکوتِ وسوسه فریاد می‌کشید اینک منم که از تحملِ ماندن گریخته مرداب،هرچه مانده، به دریا نریخته ..................................................... شعر: افشین یداللهی

امین طوسی

سارا خانوم قندی، ممنون بابت شعر.[لبخند]

سارا خانوم قندی

[تایید]